به روی ماهت ای مهر دل انگیز
نگاهم مانده از پیشم تو مگریز
تو می دانی چرا گل خوب و زیباست
تو می دانی چرا زرد است پاییز
تو می دانی چرا مست است بلبل
تو می دانی چرا جام است لبریز
چرا هر شب ستاره می درخشد
چرا ماه است آرامش بر انگیز
چرا کوه است پا بر جا و محکم
چرا آب از درون چشمه سر ریز
چرا در قلب مادر مهر فرزند
چرا عاشق به معشوق است آویز
چرا زلف پریرویان کمند است
چرا ابرویشان تیغ است و خونریز
تو می دانی تو می دانی نگو نه
برای اینکه عشقی شور انگیز
نهان گشته در آنچه هست موجود
به ناز شستت ای خورشید شبخیز