رویت از من برمگردان ناز کمتر کن گلم
چشمهایم را مگریان ناز کمتر کن گلم
من تمام عمر دنبال تو می گشتم که باز
گیرمت یک لحظه دامان ناز کمتر کن گلم
عاشقانت صف به صف تا یک نظر بینند تو
چشم تو آیینه گردان ناز کمتر کن گلم
مستم از عطر تنت چون باد برخیزد دمی
از میان کوی خوبان ناز کمتر کن گلم
گفته بودی دیگر از چشمت نگویم حیف نیست
نشنوی از سر جانان ناز کمتر کن گلم
گفته بودی نامه و پیغام سویت راه نیست
من شکستم هر دو فرمان ناز کمتر کن گلم
جان من بر لب رسید و ناز تو کمتر نشد
لااقل بر خاکم ای جان ناز کمتر کن گلم
قصه دردم همه عالم گرفت و گوش تو
ناله ام نشنید یک آن ناز کمتر کن گلم
باز با خورشید می گویم غم و اندوه و درد
تا رسد بر گوشَت آسان ناز کمتر کن گلم