گفتمش غنچه نشکفته برون آی ز گل
تا ببیند رخ زیبای تو یک دم بلبل
گفت عمر گل بشکفته دو روز است٬ مگر
نشنیدی که سحر مرغ چمن گفت به گل :
«ناز کم کن که بسی چون تو در این باغ شکفت»
دل گل هم بشکست از سخن سخت به کل!
گفتمش موی و میان تو که را خواهد بود؟
گفت عشاق نبندند به این ناحیه پل
گفتمش دست تو در دست رقیب است چرا؟
گفت چون دست تو هم هست به دست سنبل
گفتمش جام مرا پر ز می چشمت کن
گفت می نیست اگر خویش نجوشد غلغل
گفتمش سایه سروت به سرم باز فکن
گفت آن موی دو رنگ تو نخواهد کاکل
گفتمش نور به قلب من عاشق می تاب
گفت خورشید ره عشق که ٬ تابم بلبل!
بلبلی خون جگر خورد و گلی حاصل کرد
باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد
هرچند که بعد از حافظ و سعدی هر کس اسم گل و بلبل و میاره شعرش و نمی خونم اما به نظرم قشنگ اومد و جدید
موفق باشی
سلام ای دوست ندیده
از محبتی که به من داشتی ممنونم
به وب شما سر خواهم زد
موفق باشید
سلام
قشنگند و دلنشین !
درود و بدرود
سلام بر شما
ممنونم
دلنشین تر پیام شما بود که به من رسید!
بدرود
salam az ain le be webe man sari zadid mamnoon az nazarate khoobetoon ham baz mamnoon, man ham shomaro link kardam ,rasti sher ziba migid ama bishtar az sherhatoon majzoobe tahsilat va poshtekaretoon toye tahsilat shodam, be harhal khoshhal misham dobare ham behem sari bezanid va nazaratetoon naghadane tar bashe,
ya hagh
دوست عزیز سلام
ممنون از لطفی که به من دارید.
امیدوارم شاهد آثار خوب شما در آینده هم باشم و از این مهمتر موفقیت شما در زندگی.
در متن نظری که ارسال کرده بودید نشانی وبلاگتان نیست. خوشحال می شود که یادآوری کنید
بدرود