-
دیوانگی
دوشنبه 17 اسفند 1388 10:26
دیوانه ام دیوانه ام امروز تیمارم کنید با عاقلی بیگانه ام امروز تیمارم کنید مست و خراب باده ام از چشم او افتاده ام محبوس در میخانه ام امروز تیمارم کنید با نوعروسان خو مکن با دلبران واگو مکن افسون این افسانه ام امروز تیمارم کنید سرو از قدش گردد خجل از بس که می چسبد به دل من عاشق آن چانه ام امروز تیمارم کنید از دیدنش جان...
-
روح آزاد
یکشنبه 16 اسفند 1388 14:32
روح آزاد تو را من می ستایم قلب ناشاد تو را من می ستایم طاقت این زندگی بسیار سخت است جان فولاد تو را من می ستایم دوست دارم های پاک و بی دریغت خنده شاد تو را من می ستایم گریه های گرم و بغض بی نهایت درد و فریاد تو را من می ستایم روزها دلواپسی شبها غریبی ناله در باد تو را من می ستایم کاش می مردم ولی چشم تو می خفت خواب با...
-
یک غنچه لبخند
جمعه 14 اسفند 1388 23:37
مرا یک غنچه لبخند تو کافی است نگاه مهر مانند تو کافی است تنفس در هوایی که در آنی مرا تا روز پیوند تو کافی است اگر صد روز هم رویت نبینم خیال سرو دلبند تو کافی است بیا و ناز کم کن لب تو بگشای مرا آهنگ یکچند تو کافی است اگر با دیگرانت هست میلی مرا یک عمر سوگند تو کافی است مرا دیوانگان دیوانه دانند برایم دانش و پند تو...